السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
18
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى)
1 - روايت محمّدبن اسحاق روايت محمّدبن اسحاق را ، ابنهشام در « سيره » اش كه خود خلاصهى سيره ابناسحاق است نقل كرده كه متن آن چنين است : « ابناسحاق گفت : عبداللَّهبن ابَىّ لشكر خود را پايينتر از او پياده كرد و آنگونه كه گمان مىبرند - از دو لشكر كمتر نبود . هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله حركت كرد ، عبداللَّهبنابى با گروهى از منافقان و اهل شك و ترديد ، از حركت باز ماندند . رسول خدا صلى الله عليه و آله علىبنابيطالب رضى الله عنه را جانشين خود بر خانوادهاش كرد و فرمانش داد تا در كنارشان بماند . منافقان فتنه انگيختند و گفتند : او را تنها به دليل علاقهاش به دنيا و سبك شمردن به جا گذاشت . منافقان كه چنين گفتند ، علىبنابيطالب رضى الله عنه جنگافزارش را برداشت تا نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله - كه در « جُرف » توقّف كرده بود - رسيد و گفت : اى پيامبر خدا ، منافقان گمان بردند تو مرا در مدينه جا گذاشتى ، فقط به خاطر علاقهى من به دنيا و براى اين كه مرا خوار بدارى . پيامبر فرمود : « دروغ گفتند ، بلكه تو را بر تمام آنچه داشتم ، جانشين كردم . پس بازگرد و در خانواده من و خانوادهات جانشين من باش . اى على ، آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى جز اين كه پس از من پيامبرى نيست ؟ » آنگاه على به مدينه بازگشت . و رسول خدا صلى الله عليه و آله سفرش را ادامه داد . ابناسحاق گفت : برايم باز گفت محمّدبنطلحةبن يزيدبن ركانه ، از ابراهيمبن سعدبن ابىوقاص از پدرش سعد كه اين كلام رسول خدا صلى الله عليه و آله را به على شنيد . ابناسحاق گفت : سپس على به مدينه بازگشت و رسولخدا صلى الله عليه و آله سفرش را ادامه داد » . « 1 »
--> ( 1 ) . السيرة النبويّة ، از ابنهشام : 2 / 519 - 520 .